تبليغاتX
ARMIS
هدف از تشكيل انجمن موسيقي چيست ؟ چهارشنبه نهم آبان 1386 1:27

موسيقي در سرزمين ايران تاريخ  ديرينه اي دارد . موسيقي هنريست كه امروزه تكامل يافته  و به انواع سبك هاي مختلفي مبدل شده است .

حال اين هنر درسراتا سردنيا در حال رشد و پيشروي مي باشد ، به نظر مي رسد ما در شهر قزوين كه خود نيز پيشينه ي هنري دارد به اين رشته كمي بي اهميت نگاه مي كنيم ، ناديده گرفتن هنر كه موسيقي هم جزعي از آن مي باشد در شهر قزوين شايد دغدغه ي بيشتر هنرمندان و هنر جويان اين شهر مي باشد .

ما شاهد انواع هنرستان هاي مختلف هستيم اما متاسفانه در هيچ كدام از اين هنرستان ها هيچ رشته ي هنري اي تدريس نمي شود و بيشتر رشته هاي فني هستند كه به نام هنر در هنرستان ها تدريس مي شود .

آيا مسئولين فرهنگي و هنري اين شهر نبايد فكري به حال كساني بكنند كه نياز به هنرستاني دارند كه در آن رشته هاي هنري  مانند : هنرهاي تجسمي و نمايشي و موسيقي و غيره تدريس شود ، شايد با اين كار راه ورود به دانشگاه هاي محدود و اندك هنري در كشور براي كساني كه چنين آرزويي در سر دارند بسي راحت تر شود .

هنرمندان و هنر جويان رشته ي موسيقي در قزوين با نگاهي به نهاد هايي كه مي توانن در آنها فعاليت كنند به علت نبودن نهاد هاي خصوصي به سمت حوزه ي هنري و انجمن موسيقي  استان راهي مي شوند  كه متاسفانه حوزه ي هنري در اين امر كوتاهي كرده و شرايط مطلوبي براي  هنرمندان و هنر جويان به وجود نياورده است ، لذا ناگزير تمامي آنان به انجمن موسيقي پناه مي برند  اما در آنجا هم شرايط  زياد مناسب نيست چرا كه انجمن موسيقي هيچ شرايط عضويتي براي  علاقه مندان ، هنر جويان و هنر مندان فراهم نمي كند .

آيا واقعا ارگاني كه در عضو گيري اعضاء كوتاهي مي كند را مي توان يك انجمن ناميد ؟

در تعريف ساده اي از يك انجمن مي توان به اين نكته اشاره كرد كه :

انجمن ،  تشكيل شده از اعضايي است كه يك هدف واحد را دنبال مي كنند . در صورتيكه بخاطر فراهم نشدن شرايط مناسب ،  اين هنرمندان به ناچار مجبور به تدريس و تحصيل درمكان هايي مي شوند كه هيچ اعتبار هنري اي ندارند و سرانجام با بلاتكليفي وادي هنر را ترك مي كنند .

در صورتيكه انجمن موسيقي شرايطي از قبيل :

لابي مناسب هنري ، اهميت دادن به هنرمندان تجربي ، اختصاص فضاي آگوستيك يا مناسب موسيقي همراه با ساز به گروه هاي مشتاق هنري ، بر گزاري همايش هاي متوالي  ساليانه ي بومي و منطقه اي ، كلاس هاي پايدار و تئوريك دائمي براي هنر جويان اين رشته ، كشف استعداد هاي گمنام  و غيره را فراهم سازد ، مي توان اميدوار بود كه در آينده اي نه چندان دور در جشنواره هاي كشوري شاهد حضور مفيد و فعال هنرمندان اين شهر باشيم  كه اين امر سبب پيشرفت هنر و فرهنگ استان قزوين مي شود .

هنر موسيقي از ابتدا براي آرامش انسان بوجود آمده است بايد تلاش شود تا استعداد ها شكوفا شوند  و كشف استعداد در هنر جويان موسيقي اين شهر با برنامه ريزي  و در اختيار گذاشتن راه هايي باز براي علاقه مندان اين رشته ميسر مي شود .  

   

 

نا گفته هاي موسيقي قزوين بسيار زياد است ، در برسي هاي  بالا به صورت اجمالي به چند نكته اشاره شد  اما كماكان اين سوال باقيست كه :

 

هدف از تشكيل انجمن موسيقي چيست ؟

آيا هدف اين نيست كه انجمن موسيقي حامي اهالي موسيقي است ؟

آيا با نداشتن امكانات موسيقي مي توان انتظار خلق آثاري ماندني از موسيقيدانان قزوين داشت ؟

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

موسيقي درماني چيست ؟ دوشنبه هفتم آبان 1386 23:31


اگر در خيابان از مردم عامه سوال كنيد كه موسيقي درماني چيست و چه تعريفي از آن داريد احتمالا با نگاههاي خيره ي بدون پاسخ مواجه خواهيد شد و جوابهاي بسيار متنوعي خواهيد شنيد .
در صورتي كه حدودا از سال 1950 ميلادي ، موسيقي درماني به صورت يك ارگان منظم حرفه اي در آمده است ولي متأسفانه هنوز عده اي زيادي از مردم برداشت مختصري از مفهوم موسيقي درماني دارند و حتي ممكن است از وجود چنين سازماني نيز بي اطلاع باشند .
موسيقي وسيله و ابزار اوليه ي موزيك تراپيست است كه آنها را از ديگر درمانگران جدا مي سازد . موزيك تراپيست ها ملزم به گفتگوي گسترده با درمان جو نيستند بلكه آنها براي ارتباط با درمان جو به جاي كلمات از موسيقي و فعاليت هاي موزيكي استفاده مي كنند . فعاليت هاي موزيكي ممكن است شامل آواز خواندن ،. نواختن ساز ، گوش دادن به موسيقي ، تصنيف و ساختن آهنگ ، حركت با موسيقي ، بحث درباره اشعار با خصوصيات آوازها و تركيب ساز باشد . اگر چه موسيقي درماني تخصصي نسبتا جوان است اما در گذشته هاي دور نيز براي مبارزه و مقابله با بيماريهاي گوناگون از آن استفاده مي شده كه تاريخ بيانگر اين مدعاست .
در فرهنگ ابتدائي آفريقا و قبايل قديمي آن ، ‹‹ شامان ›› ( طبيب جادوگر ) رهبر موسيقي طبيب و روحاني قبيل بود . شامان از موسيقي در ارتباط با معجزه در مراسم مذهبي براي خروج امراض از كالبد بيماران استفاده مي كرد .
در همه جاي دنيا ،. آمريكاي شمالي ،. آمريكاي جنوبي ،‌ آفريقا ، آسيا ريتم طبلها مهمترين نقش را براي مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران بازي مي كرد . در شواهد موجود در تورات مي توان مشاهده كرد كه موسيقي قسمت عمده اي از زندگي عبريان را تشكيل مي داده ،. وقتي كه خداوند از مردم عبري خواست رويدادهاي مخصوصي را به خاطر بسپارند به موسي ( ع ) دستور داد كه به مردم آواز بياموزد كه به منزله ي يادبودي از رويدادهاي مهم آن باشد . در مراسم مذهبي عبريان موسيقي جايگاه خاصي داشت و تشكيلات معابد آنها داراي 228 موزيسين تمام وقت بوده كه شغل آنها پيشگويي و كمك به مردم در رسيدن به خدا بود و منبع قدرت شفاي آنها به موسيقي ارتباط داشت .
در فرهنگ باستاني مصر و بين النهرين ، موسيقي و شفا با معبد و مراسم مذهبي گره خورده بود .
چيني هاي قديم و تمدن هاي هنر كشور ديگر نيز موسيقي را شفابخش مي دانسته اند . در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت . اين همبستگي به يكي از خدايان يونان به نام ‹‹ آپولو ›› شخصيت و شكل داده است . آپولو هم خداي موسيقي بود و هم خداي طب ، يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي تواند در برگرداندن هارموني و نظم ، در نتيجه سلامتي در فرد مورد استفاده قرار گيرد . ‹‹ فيثاغورث ›› معتقد است كه موسيقي تجويز شده ي مخصوص ، مي تواند به سلامتي فرد منجر شود و او را به سمت اصواتي هدايت كند كه پايه ي سيستم تونال امروزي را توسعه دهد .
دو فيلسوف يوناني به نام هاي ‹‹ پلاتو ›› و ‹‹ ارسطو ›› از موسيقي كنترل شده در بهبود حال و اخلاق اجتماعي استفاده مي كردند و اين دو را مي توان از پيشروان موسيقي درماني به حساب آورد .
رومي ها نيز به قدرت شفابخش موسيقي اعتقاد داشتند . به عنوان مثال آنها معتقد بودند كه موسيقي مي تواند مارگزيدگي را علاج كند و با طاعون مبارزه كند ، ‹‹ ذينقراطيس ›› رومي با ارگ و كاليوس اورليانس با آهنگ هاي فلوت و تمرينات آوازي ، جنون را درمان مي كردند ، به طور كلي روميان معتقد بودند كه موسيقي مانند دارو نه تنها قدرت پيشگيري دارد بلكه درمان كننده نيز هست .
در اوايل قرون وسطي ، ‹‹ بوتيوس ›› مرجع با نفوذ موسيقي ، به تأثير فراوان موسيقي بر شخصيت و اخلاق و رفتارهاي معنوي فرد تأكيد داشت .
بوتيوس مانند ديگر يونانيان موسيقي را جزئي از رياضيات مي دانست و نظريه ي موسيقي انساني را مطرح كرد . در قرون وسطي ، كليسا عهده دار آموزش موسيقي بود .
بنابراين موسيقي در خدمت دين بود و ذهن را براي تعليمات مذهبي و افكار مقدس آماده مي كرد . بعد از دوران قرون وسطي ، دوران رنسانس آغاز گشت در اين دوران نيز موسيقي ارزش درماني بيشتري يافت . در اين دوران تئوريسيس هاي پزشكي نظريه هاي چهار خلط بدن ( صفرا ، بلغم ، خون ، سودا ) و مزاج هاي مترادف با آنها … ( صفراوي ، بلغمي ، دموي ، سودايي ) را مطرح مي كردندئ و جهان شناسي چون ‹‹ امپروكلين ›› دنيا را متشكل از چهار عنصر ( خاك ، آب ، هوا ، آتش ) مي پنداشت .
اين نظريه ها موجب شد كه تئوريسيس هاي موسيقي نيز چهار حالت موسيقي ( باس ، تنور ، آلتو ، سوپرانو ) را با عناصر كيهاني امپروكلين تطابق دهند و همچنين چهار مقام راجع موسيقي رنسانس را ( ميكسوليدن ، دورين ،‌ ليدين ، فريگبن ) نيز به طبايع مترادف خود مربوط بدانند . براي مردمي كه در دوران رنسانس زندگي مي كردند هارموني با سلامتي با موسيقي ، در بدن و كيهان ،‌ زماني به دست مي آمد كه بين چهار عنصر ذكر شده موازنه برقرار مي شد .
بطور كلي در اين زمان اعتقاد بر اين بود كه موسيقي ، مقاومت بدن را زياد مي كند ، چيزي كه در زمان شيوع بيماري طاعون اهميت حياتي داشت . در دوران باروك ، از قرن هفدهم تا نيمه ي قرن هجدهم ، گرايش عمومي فلسفي در طب بر محور تئوري چهار طبع و تأكيد در ساختن آهنگ براي بر انگيختن اميال و عواطف موجب شد كه در جلساتي در زمينه ي موسيقي و پزشكي تشكيل و تداوم يابد .
اعتقاد مردم به تأثير درماني موسيقي در اين دوره ناشي از اشارات زياد نويسندگاني چون ‹‹ شكسپير ›› و ‹‹ اسپنر ›› به اين مسئله بوده است . در اين دوران موسيقي با حفظ اهميت خود ، به عنوان يك امداد پزشكي براي خانواده هاي سلطنتي مورد توجه بود . مثلا در سال 1373 م . ملكه ي اسپانيا از صداي خواننده ي مشهور ايتاليا به نام ‹‹ فارينلي ›› براي معالجه ي فيليپ چهارم كه بيماري ماليخوليايي حاد داشت استفاده كرد و موفق شد . در ادامه ي قرن هفدهم و نيمه ي اول قرن هجدهم نيز بعضي از نويسندگان كوشيدند جايگاه علمي و پذيرفته اي از موسيقي را در درمان آسيب هاي رواني و ناراحتي هاي عصبي ايجاد كنند . آنها افسانه هاي مشهور غير علمي را كه پيرامون تأثير درماني موسيقي مطرح بود رد كردند .
هر چند كه در اواخر قرن هجدهم شروع به انتقاد از ادعاي موسيقي درماني شد اما باز هم در اين دوره ارتباط نزديكي بين موسيقي و طب ادامه يافت . در طول قرن نوزدهم نيز استفاده از موسيقي در آموزشگاهها و برنامه هاي آموزشي نابينايان و ناشنوايان آمريكا افزايش يافت و در اواخر قرن نوزدهم در مورد بيماران رواني نيز بهره هاي فراوان از موسيقي برده شد.
در قرن بيستم با توجه به پيشرفت تكنولوژي ، ارتباط نزديك سنتي كه بين موسيقي و طب وجود داشت عميقا فراموش شد و گاهي فقط تحقيقاتي علمي در طول قرن ، در مورد موسيقي درماني صورت مي گرفت . منتها حمايت سازمان ها در استفاده از موسيقي ، باعث توسعه ي آن در قرن بيستم شد به دليل همين مسأله تحقيقات پيرامون پزشكي و روان شناسي موسيقي ،‌ سريعا افزايش يافت .
اختراع ضبط صوت نيز جاذبه ي استفاده از موسيقي در بيمارستان ها را در طول قرن افزايش داد و از نوارهاي موسيقي براي تفريح راحت خوابيدن آرام كردن ، كاهش ترس از جراحي و بي حسي و بي دردي استفاده شد . علاوه بر اين مسايل در طول اين قرن سرودهاي مخصوص ساخته شد كه در جهت كمك به سلامتي ، آرامش تمركز ذهني و تقويت خود آگاهي استفاده داشت و در حال حاضر نيز اين گونه روش ها در دنياي غرب در حال پيدا كردن جاي مناسب است و پيشرفت چشم گيريي دارد .
استفاده از موسيقي درماني ، علاوه بر مواردي كه در فوق در طول قرن ها مورد استفاده واقع شد در جنگ ها و به خصوص در جنگ جهاني دوم مورد توجه فراوان قرار گرفت . در زمان جنگ دوم جهاني ، پزشكان در هنگام مراقبت از مجروحان جنگي ، پي بردند كه موسيقي نه تنها روحيه ي بيماران و مجروحين را تقويت مي كند بلكه بهبود آنها را تسهيل مي نمايد و متعاقب آن بود كه موسيقي جزو برنامه ي تسهيل ارتش شد و از آن در درمان فيزيكي و آموزشي بيماران استفاده گرديد . اين عامل باعث افزايش استخدام موزيسين ها در طول جنگ دوم جهاني شد و تقاضاي بيمارستان ها از موزيسين هايي كه روشهايي باليني پايه را در دانشگاه طي كرده بودند روز به روز بالا گرفت . ادامه ي نياز بيمارستانها به موزيسين هاي آموزش ديده باعث شد تا در سال 1950 اولين انجمن ملي موسيقي درماني در آمريكا شكل گيرد . از اين تاريخ به بعد موسيقي درماني مورد توجه بيشتري قرار گرفت و انجمن ها و تشكيلات بيشتري را به خود اختصاص داد.
موسيقي درماني براي گروه هاي مختلف درمان جويان مؤثر شناخته شده است و موزيك تراپيست ها به سنين مختلف افراد ،‌ از كودك تا سالخورده كار كرده و بيماران مراجعه كننده به آنها بسيار متنوع بوده اند ، اين مراجعين بيماري هاي مختلفي داشته كه شامل انواع بيماري هاي رواني ، ناتواني هاي رشد ، ناتواني هاي جسمي ناشي از آسيب هاي عصبي ، معلوليت هاي ارتوپدي ، آسيب هاي حسي و اختلال هاي ديگر پزشكي است كه موزيك تراپيست ها براي درمان آنها از روش هاي مخصوص موسيقي درماني استفاده كرده اند .

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

فراخوان جشنواره جايزه فرهاد جمعه چهارم آبان 1386 2:11

 فراخوان جشنواره جايزه فرهاد

علاقه مندان به جشنواره هاي موسيقي  ، اين يك جشنواره خاص است من پيشنهاد مي كنم حتما شركت كنيد ، به ياد فرهاد مهراد و فريدون فروغي عزيز

براي اطلاعات بيشتر به وب سايت خانه فرهاد  مراجعه كنيد

WWW.farhadhousefestival.COM

 

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

انتخاب موسیقی برای کودکان جمعه دوازدهم مرداد 1386 1:57

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین 4 و 5 سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان 4 و 5 ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند "پیتر و گرگ" اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و...) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان 4 و 5 ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.



توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای "دو" وسط تا "لا" بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.
نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 1:30

مصاحبه اختصاصی با نوازنده بر جسته ایران اردشیر فرح:

 

اردشیر نواختن گیتار را از 12 سالگی در ایران شروع کرد.که ابتدا در زمینه موسیقی راک فعاليت مينمود. . چون تمام خانواده اش در رشته راه و ساختمان تحصیل کرده بودند،او هم در آنجا به تحصیل در این رشته پرداخت. و در آنجا بود که بیشتر با موسیقی راک و دنيای نوازندگی گيتار آشنا شد.در حین تحصیل با گروه های راک انگلیسی هم کار می کرد. بعد از 5 سال به آمریکا رفت ، ابتدا در بوستون و سپس در کالیفرنیا ساکن شد تا اینکه دانشگاه تمام و دوران زندگی حرفه ای فرح، در زمینه موسیقی آغاز شد.

و همراه با استرانز گروه strunz & farah را تشکیل دادند که برگرفته از نام خانوادگی این دو موزیسین بود. حاصل کار این گروه تاکنون14 CD و اجرای حدود 700 کنسرت در تمام آمریکا و اجرای برنامه های متعدد با نوازندگان معروف دنیا در سبک های مختلف جاز ، راک و پاپ است.

اما نقطه اوج این گروه در سال 1991 بود که به خاطرCD پنجم شان بهترین گروه سال آمریکا شناخته شدند و آلبومشان نیز حدود 14 هفته به گفته فرح- Number one -در صدر آلبومها بود و حدود 47 هفته در رتبهای دوم و سوم .



علاوه بر این آلبوم بعدی آن ها در سال 1993 به نامAmerica نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد.
و در سالهای بعد نيز اين گروه توانست روند موقيت آميز خود در زمينه ضبط آلبوم های جديد و همچنين برگذاری کنسرت ادامه دهد که همکاری با ساير نوازندگان برجسته و گروههای معتبر موسيقی را نيز شامل ميشد.

در ابتدا مختصری از خود بگویید و اصلا چگونه علاقمند به گیتار شدید؟
والا من از همان بچگی علاقه به گیتار و موسیقی داشتم بعد کلاس چهارم - در سن نه سالگی شروع به آکوردئون زد کردم که آهنگهایی هم که با آکودئون میزدم آهنگهای کلاسیک - روسی - رومانی و. معمول اون زمان بود بعدشم که گیتار رو شروع کردم که در سن ۱۳-۱۳ ارکستر پاپ داشتیم و اون موقع ارکسترهای پاپ که کارهای خارجی میزدند خیلی رایج بود. در سال ۱۹۶۹ به لندن رفتم و معماری و مهندسی راه و ساختمان خواندم و در ضمن هر شب هم گیتار میزدم چند سالی هم با گروههای راک اند رول انگلیسی میزدم.

بعد سال 1974 اومدم آمریکاو رفتم دانشگاه بوستون و سپس سال 197۶ اومدم به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و 1979 که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم که در همان زمان بود که موسيقی را به صورت حرفه ای کار کردم که در آنزمان با آقای خورخه استرانز آشنا شدم و از سال ۱۹۸۰ کارمون رو شروع کردیم که از همون موقع تا الان مشغول فعالیت در زمینه اجرا و کنسرت و ضبط بودیم.


وضعیت نوازندگی گیتار در آن زمان چگونه بود ؟
اون موقع در ایران چند نفر بودند که فلامنکو میزدند ولی سبک به اون صورت وجود نبود بودند کسانی که بودند میگفتند گبتار جاز که اون او جاز با این جزی که وجود داشت بسيار متفاوت بود و در حقيقت بیشتر گروههای پاپ بودند و عده معدودی کلاسیک یا فلامنکو میزدند ولی الان میدونم که در داخل خیلی بیشتر از این ها هست اون موقع سبک مبهم بود نه به صورت امروزی به این روشنی و واضحی.

رقابت سخت نبود و آيا ايرانی بودن و استفاده از فرهنگ ايرانی بشما در اين زمينه کمک نکرد ؟
اینجا رقابت بسیار بسیار سخت هست و ايرانی بودن بنده بسیار تاثیر داشت برای اینکه اینجا نو آور بودن مهمترین چیز هست.
مهمترین عنصری که باعث موفقیت میشه حتی اگه توی یک سبک مثل جز نو آوری کنید یک کار جدید هست وقدرتمند ترین مورد نو آوری هست.


آیا ميشه کسی در داخل ايران به سبک های مختلف مثلا جز با فلامنکو بپردازد و به موفقيت برسد؟
بنظر من و این نظر شخصی من در اشخاص استعدادهای زیادی وجود دارد خیلی ها استعداد موزیک فلامنکو و یا جز رو دارند اما برای درک اصلی و شناخت واقعی باید به همون مملکت رفت مثلا اگر فلامنکو بخواهد باید برود به اسپانیا و بدون اینکه به اونجا بره بنظر من نمیشه به اون حد حرفه ای رسید و یا در جز ولی این دلیل نداشتن توانایی و استعداد نیست و میدونم در وجود ایرانی ها هست ولی دیدن و در بطن ماجرا قرار گرفتن چیز دیگریست ما خودمون تو ایران راک اند رول میزدیم اما وقتی من رفتم انگلیس تازه متوجه شدم راک اند رول يعنی چی با تکنيک ها و کلا با چيزهايی آشنا ميشديد که قبلا شناختی در موردش نداشتيد.


آيا بغير از اجرا در گروه استرانز و فرح فعاليتها با ساير نوازنده ها يا ارتباط با آنها داشته ايد؟
با آقای پاکو دلوسیا دوستی خیلی خوبی داریم تمام سی دی های ما که در میاد ایشون که میاد لس آنجلس برای کنسرت ما بهشون میدیم و حتی قبل از اینکه کار به بازار بياد ما کار رو بهشون ميديم با آقای خراردو نونز در يک آلبوم ايشون به نام کاليما همکاری داشتیم با جرج بنسون کنسرت داشتیم.
با ال دی میولا دوستی داشتیم و برنامه ای 2 سال پیش داشتیم و از نوازنده های ديگر ميشه به استنلی کلارک و پیتر وایت و خيلی های ديگه که کارهايی مشترکی را داشتيم.


در مورد آلبومهايتان يک توضيحی بدهيد و اينکه در چه سبکی هستند؟
ما در حال اتمام کار آلبوم ۱۵ هستيم که در سال 1991 بود که به خاطر آلبوم پنجم بهترین گروه سال آمریکا شناخته شديم و در حدود 14 هفتهNumber one بود و حدود 47 هفته Number two , three .
علاوه بر این آلبوم بعدی در سال 1993 به نام America نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد.
در مورد سبکمون بايد يه توضيحی بدم که سبک ما جز خالص نیست کاری که ما میکنیم آفریده خودمونه

آفریده استرانز و فرح

یعنی سبکی نیست که بگیم ما میخایم تو این سبک کار کنیم البته علاقه به موسیقی فلامنکو شنیده میشود اما فلامنکو هم نيست.
ما اصلا با پنجه ساز نميزنيم يا بگيم جز خالص در کل استرانز از آمريکای لاتین و من از ایران و از این 2 فرهنگ خیلی استفاده کردیم و این موزیک زايیده ساعت ها تمرین ها و نواختن های خودمون هست و واقعا جواب به این سوال که سبک ما چی هست سخته و هر کسی یه اسمی براش گذاشته خیلی ها میگویند فلامنکو که صد در صد غلطه خیلی ها هم ميگويند World Music
ولی کلا توی سبک موسیقی بدون خواننده و اينسترومنتال بیشتر با نوازنده های جز یا در فستيوالهای جز فعاليت داشتيم ولی کار ما نه جز هست نه فلامنکو موسيقی استرانز و فرح بايد بگيم.


آيا با نوازنده های ايرانی نيز فعاليت مشترکی داشته ايد?
از نوازنده های ايرانی با آقای بابک امینی که شخصیت خیلی خوبی داشتند ودر آلبومی که داشتند بنده در دو قطعه همکاری داشتم که کار ایشون هم همینطور ؛ نميشه گفت که فلامنکو هست یا کلاسیک موسیقی بابک امینی هست.


با نوازنده های داخل آشنا هستيد و آيا از تحولات اينجا در زمينه موسيقی و نوازندگی با خبر هستيد?
والا اینطور که من میدونم و میشنوم پیشرفت بسیار داشته اما متاسفانه ارتباط چندانی ندارم دلم میخاد بیشتر رابطه داشته باشم دوستی با آقای بابک امینی باعث شد با چند تا از موزيسين های با استعداد ایرانی منجمله آقای بابک ریاحی که گیتار باس میزدند و بسيار عالی و خوب بودند آشنا بشوم.

شما مدتها به ايران سفری نداشتيد چرا؟

دلیلش اینکه سر من واقفعا شلوغه متاسفانه از 2 سال قبل از انقلاب به ایران نیومدم ولی به اميدوارم اگه فرصتش بشه من آرزومه بیام و حتی اگه موقعیتی که بشه تمام گروه را ایران بیاریم و کنسرت بدیم و از اون طریق با مردم ایران و نوزانده ها رابطه ایجاد پیداکنم و واقعا این آرزوی بزرگ منه که اینطوری به ایران بیام.

تحصبلات در موسیقی چقدر ميتونه تاثیر داشته؟
من خودم تحصیلات موسیقی نداشتم اما خیلی دلم میخواست تحصیلات موسیقی داشته باشم و داشتنش خیلی بهتر از نداشتنشه اما هستند خیلی از نوازنده هایی که تحصیلات موسیقی نداشتند و به مرتبه هایی بالایی از نوازندگی رسيدند مثل پاکو دلوسيا



در حال حاضر از بعد نوازندگی به دنبال چه هدف و آرزويی هستيد ؟
والا همین صحبت که در مورد پاپ کردیم ؛ من رابطه ایجاد کردن با مردم برایم خیلی مهمه چرا که مردم را خیلی دوست دارم و عاشق اين ارتباط هستم من فکر میکنم در رابطه با تکنیک خیلی کار کردیم چون کار ما خیلی تکنیکيه و یکی ازدلایلی مشهور بودن ما همین تکنیکال بودن ماست اما بعد از اینکه سالها این کار رو کردیم و کنسرت دادیم من الان چیزی که دربارش خیلی زیاد فکر میکنم اینکه چطور با این گیتار با مردم ارتباط برقرا کنم یعنی یه آدم عادی که گیتاریست نیست گیتار تو رو بشنوه و مورد توجه قرار بگیره بدون اینکه نوازنده از تکنیک کارش کم کنه بعضیا این کا رو خیلی خوب میکنند برای اینکه ما موزیسين های که تکنیکال هستیم اینقدر تو کار خودمون غرق میشیم که گاهی اوقات مردم رو فراموش میکنیم اینکه من میخام هرچه بیشتر و بیشتر با گیتار با مردم رابطه برقرا کنم همانطور که یک خواننده این کار رو میکنه چون وقتی میخونه و شعر میگه و شعر هم خیلی راحت قابل فهم هست برای بقیه و
وقتی اون شعر و صدا مورد توجه قرار بگیره اون رابطه ایجاد میشه و این کار را با گیتار انجام دادن خیلی سخته کههدف من اين ارتباط هست.


فضای موسيقی در آمريکا چگونه هست آيا کارها با کيفيت سابق هست يا به سمت تجاری شدن ميرود؟
والا استقبال از تمامی سبک ها استقبال میشه ولی متاسفانه باید بگم از سبک موسیقی جز استقبال خیلی کم شده و متاسفانه من از جو موسیقی دنیای موزیک اینجا گله مندم از موقعیکه این رپ موزیک و هیپ ها به دنيای موسيقی معرفی شده اند سطح موزیک خیلی پایین رفته حتی رادیوهای جز و کلاسیک هست اما خیلی کمتر و یه مدتی هست یک موزیک آمده بنام اسموت جز و یه جورای کیفیت موزیک جز را خیلی آورده پایین و موزیسن ها از این مورد خیلی گله دارند و ناراحت هستند.
متاسفانه الان موزیکی که مورد استقبال قرار میگیرد موزیک کامپیوتری ؛ موزیک هیپ هاپ و از این موسیقی های بی ارزش هست
ولی از هيچی از علاقه نوازندگان کم نشده اما وقتی جوانها کمتر موسيقی خوب بشنوند کمتر تشویق میشوند به اجرای و گوش دادن به کاری با ارزش و با کيفيت در حاليکه زمانیکه ما جوان بودیم نوازنده های خیلی خوبی در تمامی سبکها بودند.
مثل جیمی هندريکس -جرج بنسون -اریک کلاپتنون تا پاکو دلوسیا در فلامنکو يا سگوویا - جان ویلیامز در کلاسيک و در آن برهه زمانی موزیک راک اند رول دنیا گير بود و تو اون موزیک نوازندگی خیلی مهم و چشمگير تز بود مخصولا ازواخر دهه 60 گروهای مثل Cream - لد زپلین - جیمی هندريکس گیتار و نوازندگی یه چیز خیلی مهم بود.


من که در سال ۱۹۶۹ آمدم به لندن همه گیتار میزدند گیتار سالها مهمترین ساز یک ارکستر ومورد توجه ترین ساز موزیک راک اند رول بود اما اون حالت متاسفانه وچود ندارههرچند موزیک راک اند رول هست اما مثل قدیم نیست.


آيا اين جو از موسيقی بر روی کار شما تاثيری نگذاشت آيا باعث نشد به سمت تجاری شدن برود؟
ما تا اونجا که ممکنه سعی کردیم کارمون رو به نحو احسن انجام بدیم اما گاهی اوقات در همون کار باید بعضی از عوامل تجاری را استفاده کنیم نه اینکه موزیک رو عوض کنیم اما از عناصری در موسيقيمون استفاده کرديم اینکار را باید يه گروه انجام بده تا موزیکش تو رادیو پخش بشه تا موزیکش دوام بیاره وگرنه خيلي سریع از بين ميره جامعه بسیار بی رحمیه شما میتونید يه سال محبوب باشید و در سال دیگه هیچ شما اینجا میتونید از همه چیز به هیچ چی برسید یا بلعکس ولی با همیشه سعی کردیم اون موزیک را به نحو احسن انجام بدیم و محبوبیت کار ما بخاطر کیفیت کار ما هست.


آیا شما به موسیقی ایران نیز علاقمندید؟
بله بسیار علاقمندم و همیشه سعی کردم تا در کارهایم از فرهنگ و موسیقی ایرانی استفاده کنم بسیار جالب است بدانید درآلبوم دوم ما من تاآنجاییکه ار موسيقي ايران اطلاع ىاشتم از این موسیقی استفاده كردم هر چند اطلاعات زیادی در مورد ردیف ها و غیره ندارم اما سعی کردم تااین موسیقی را بر روی گیتار پیاده کنم که در نهایت این کار بسیار مورد توجه قرار گرفت و چه خوب میشد که آهنگسارانی در زمینه گیتار کلاسیک داشتیم تا موسیقی ایرانی را بر روی گیتار استفاده کنند بنظر من بهترین نوع آوری استفاده از فرهنگ خودمون هست حتی در موسیقی فلامنکو حتی میشه بلوز زد اما با شخصیت ایرانی و فکر میکنم در این زمینه باید کار بیشتری انجام داد.
کار آینده؟:
در حال حاضر بر روی آلبوم جدیدمان کار میکنیم که نزدیک 2سالی هست که روش کار میکنیم.

پيام شما به نوازنده های داخل ايران:

یک پیام خیلی مهمی که من به تمام نوانده ها و نه فقط گیتاریست بلکه تمام نوازنده ها و تمام هنرمندهای ایرانی دارم اینه که ایرانی بودن را هیچ وقت فراموش نکنند همیشه یادشون باشه ما ایرانی هستیم فرهنگون فرهنگ ایرانیه و این قویترین عامل هنریه در یک شخص اینکه کجا ئیه و کجا بدنیا اومده و کجا بزرگ شده ما ها خیلی وقتا تحت تاثیر موزیک غرب قرار میگیریم.

فکر مینیم مثلا نوازنده های غرب بخاطر اینکه پر آوازه هستند ومعروف هستند خیلی بالا هستند و نا خود آگاه خیلی وقتها سعی میکنیم مثل اونا باشیم این هیچ چیز بدی نیست این یه مقدار تقلید و تحت تاثیر قرار گرفتن بد نیست ولی تا یه اندازه ای و همیشه بایدیادمون باشه از خودمون و ایرانی بودنمون از کارمون باید یک اثری باشه و اگر نباشه اینکار در نظر بقیه مردم دنیا اون ارزشی را که باید داشته باشد را نمیتواند داشته باشد تقلید بیش از حد نباشد این را بخاطر یک سری کارهایی که از ایران بیرون میاد میگم وبخاطر اینکه کار ما در آمریکا خیلی مورد توجه قرار گرفت بخاطر همین بخاطراستفاده از فرهنگ ایرانی و استفاده از فرهنگ لاتین همکارم آقای استرانز اصلیتمون را نباید فراموش کرد.

مصاحبه از : حامد فتحی

اختصاصي guitar4all
نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

باروک، کلاسیک و رمانتیک شنبه دوازدهم خرداد 1386 2:23
 


نقاشی دوران باروک، Museo del Prado
 
در تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشه. اول از همه سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی بوده، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز. طبیعی هستش که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد یک دوران گذری داشته که در اون مدت موسیقیدانانی بودند که با سبک هایی بینابین آثار هنری خودشون رو خلق میکردند. دوره رونسانس و قبل از اون هم برای خودش تقسیم بندی های خاص داره که در اینجا وارد اون مطالب نمیشیم و تنها به توضیح مختصر سه دوره باروک، کلاسیک و رمانتیک برای دادن پاسخ به سئوال مطرح شده میپردازیم.

دوران باروک : لغت باروک در عالم هنر (نه فقط موسیقی) تقریبا" معادل استادانه زینت دادن و یا ماهرانه درست کردن بکار میره که از خصایص هنر این سالها بوده. موسیقی این دوره همانند سایر هنر های هم عصر خودش یکسره بیانگر اشرافیت و قدرت حکومت های اروپایی بوده. اگه به کارهای رامبرانت نقاش معروف هلندی که متعلق به این دوره بود نگاه کنید یا حتی همین کاخ مشهور ورسای که مقر لویی چهاردهم در فرانسه بوده رو نگاه کنید میتونید حسی از هنر این دوران بگیرد. موسیقی باروک هم درست مانند سایر هنرها از این تزئینات بهره برده، شاخص بزرگ و مشهور این دوره، یوهان سباستین باخ بوده که راجع به ایشنو به کرات در همین سایت نوشته شده. از دیگر بزرگان موسیقی این دوره میشه به فردریک هندل، کلودیو مونتوردی، آرکانجلو کورلی یا حتی آنتونیو ویوالدی آهنگسازقطعه مشهور چهار فصل نام برد.

از ویژگیهای موسیقی این دوره بطور قطع میشه از یگانگی حالت موسیقی نام برد. موسیقی دوران باروک اگر شاد شروع بشه تا آخر شاد هست یا اگه آروم و ملایم باشه تا به انتها اینگونه هست. ریتم موسیقی باروک نیز اغلب یگانه است و بندرت پیش میاد که جایی ریتم موسیقی تغییر کند. ساختار ملودی نیز از همین قانون پیروی میکنه و معمولا" تم اولیه بارها در طول موسیقی به صور مختلف در سطوح مختلف، مثلا" حالتهای سئوال و جوابی تکرارمیشه. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک داره و اقلا" دو یا چند خط ملودی همواره توجه شنونده رو بخودش جلب میکنه. لذا اغلب اگر شنوده حرفه ای نباشید اغلب این موسیقی ها رو شبیه به هم خواهید یافت.


یک اثر هنری از گویا
 
دوران کلاسیک : اگه کارهای فرانسیسکو گویا نقاش اسپانیایی رو دیده باشید میتونید یک ایده ای از دوران هنر کلاسیک بدست بیارید. هنر در این دوران بیشتر متوجه سادگی و وضوح بود تا تزئینات ماهرانه، فکر نمی کنم درعالم هنر موسیقی بشه کارهایی به سادگی اما در عین حال زیبایی و درخشش موتزارت پیدا کرد. موتزارت نمونه بارز و شاخص این سبک هنر در موسیقی هست. برخلاف دوران باروک که یک قطعه موسیقی حسی یگانه را القا میکرد در دوران کلاسیک حالت های متضاد در ارائه احساس در موسیقی پدید آمد. نه تنها در یک قطعه ممکن بود طی چند موومان احساس القا شونده موسیقی تغییر پیدا کنه بلکه ممکن بود حتی در یک موومان نیز حالت یگانه ای وجود نداشته باشه و تم های متضاد موسیقی رو تشکیل بدهند. انعطاف ریتمیک هم از دیگر خصیصه های این سبک موسیقی هست. شما در آثار باروک حس پیوستگی دارید ولی در کلاسیک اینگونه نیست، فراوانی سکوت ها و ضربه های غیر منتظره، چیزی است که به ندرت در موسیقی باروک دیده میشه!

بافت موسیقی کلاسیک بیشتر هموفون هست تا پلی فن یعنی شنونده مجبور نسیت که هواس خودش رو جمع و تیز کنه تا بیش از یک موضوع رو بتونه در موسیقی دنبال کنه. البته این موضوع صد در صد نیست اما بیشتر فضای حاکم بر یک قطعه کلاسیک اینگونه هست. شاید بشه گفت از شاخص ترین، تکرار میکنم شاخص ترین ویژگی های این سبک، سادگی، زیبایی ملودی های اون هست. ملودیهایی که همگی بیاد ماندی و ماندگار هستند حتی در میان افراد عامی جامعه که موسیقی نمیدانند. آهنگسازان کلاسیک حتی پی به اهمیت نغمه های ساده محلی برده بودند و از آنها در کارهایشان استفاده میکردند. به غیر از موتزارت از سایر موسیقیدان های این دوره میشه به هایدن و بتهوون نام برد. البته بتهوون به نوعی از هنرمندان کلاسیک رمانتیک هم شمرده میشه چون بسیاری از کارهای آخر وی فضای رمانتیک دارند.


چهره ونگوگ اثر خود وی
 
دوران رمانتیک : هنرمندان این دوره هنری اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق میشدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه میآوردند و در این میان هنری که از اونها خلق میشد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت. شاید براتون جالب باشه بشنوید که داستان معروف فرانکشتاین از جمله هنرهای داستان نویسی در دوره رمانتیک بوده، داستانی غیر واقعی و کاملا" خیالی. امپرسیونسیم به نوعی اوج هنر رمانتیک هست Impressionism in music . ونگوگ از نقاشان معروف دوران رمانتیک بوده و کارهای او کاملا" ویژگی های این سبک رو داراست. شوپن نمونه بارز از موسیقیدانان این دوره هستش و از دیگر بزرگان موسیقی این دوره میشه به فرانتس شوبرت، روبرت شومان، فرانتس لیست، یوهان برامس و یا چایکفسکی اشاره کرد. هنر این دوره خیلی زیاد به روحیات شخصی هنرمندان مرتبط بود، هنرمندی ریتم های روان و در تلاطم دوست داشت و دیگری ریتم هایی استوار و محکم. هارمونی رنگارنگ و صد البته پر رنگ از دیگر ویژگی های این دوره بود توجه میشید. از دیگر ویژگیهای این دوره استفاده بیش از حد از دینامیسم در موسیقی بود بطوریکه در یک قطعه شما ازppp تا fff تغییرات دینامیکی داشتید بدون هیچ برنامه یا نظم خاصی.
 
نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

تعاریفی از موسیقی جمعه سی و یکم فروردین 1386 2:16

تعریف لغوی موسیقی

به گفته ی ایرانیان کلمه ی موسیقی از نام پرنده ای به نام ققنس یا موسیقار گرفته شده است.

موسیقی از کلمه ی Muse, الهه ی شعر و هنر های زیبای یونان گرفته شده است, به عقیده یونانیان این رب النوع نه دختر داشت و هر یک از آنها موجد علوم و فنون گوناگون از شعر و ادب, ترانه و سرود و غیره بودند. وبه نام (میوزیس) خوانده میشدند و از همین کلمه است که عرب (موسیقار) یا (موسیقور) را به معنای رامشگر وخواننده به کار برده است, فن نغمه پردازی و علم پرده را موسیقی می نامند.

تعریف اصطلاحی موسیقی

بعضی گویند : کلمه ی موسیقی واژه ی غیرعربیست و به معنی آهنگی است که محرک احساسات باشد پس در معنا اعم است از صوت انسان و صدائی که از آلات حاصل می شود.

در تعریف دیگری این چنین آمده است: موسیقی هنریست که از تنظیم و ترکیب اصوات به وجود می آید و زیبائی آن بر حسب اثری که در ذهن شنونده دارد سنجیده می شود.

اولین سازهای موسیقی

در ساخت اولین سازهای موسیقی می توان گفت:

وزش باد در چوب تو خالی به انسان تعلیم داد که اگر قطعه ی چوبی را سوراخ کند و با نفس خود در آن بدمد, صدائی از آن شنیده خواهد شد, سپس رفته رفته سازی شبیه نی که آن را قدیمی ترین آلت موسیقی بشر دانسته اند ایجاد شد. همجنین وزش باد در تار عنکبوتی که بر درختی تنیده شده بود انسان را راهنمائی کرد که اگر ریسمانی را از دو طرف محکم ببندد و آن رابه حرکت در آورد صدائی از آن شنیده می شود و شاید این اولین قدمی بود که در ساختن سازهای زهی و سیمی به کاررفت.کم کم پیشرفته تر شد و سازهای سیم دار دیگر مانندسنتور و چنگ و تار و ... ساخته شد تا به شکل امروزی خود در آمد.

تدوین موسیقی

یونانیان پایه گذار موسیقی غربی و ایرانیان موسس موسیقی شرقی بوده اند.یونانیان اولین قومی بودندکهدرباره ی موسیقی مطالبی نوشتند و آهنگ ها را با حروف یادداشت کردند.

بعضی فیثاغورث , فیلسوف یونان رامخترع موسیقی دانسته اند.

پیدایش موسیقی در ایران

کهن ترین سند گرایش ایرانیان به آوای خوش را در گاثاهای زرتشت می یابیم , سرودهای موسوم به گاثا که از دیر باز با آوای خوش خوانده می شده رگه های دیرین را در فرهنگ موسیقی ایران می نمایاند.هنر موسیقی در روزگار ساسانی به جایگاه بسیار والائی بر آمده بوده است.ابو نصر فارابی یکی از فیلسوفان و دانشمندان به نام ایران است که نه تنها در موسیقی نظری بلکه در موسیقی عملی نیز از موسیقیدانان طراز اول بوده است.تنبور که دارای دو سیم و دسته ی بلندی بود به وسیله ی فارابی اختراع شد.

انواع موسیقی

موسیقی به دو قسم طبیعی و مصنوعی تقسیم می شود:

موسیقی طبیعی همان موسیقی طبیعت , صدای دلنشین پرندگان , شرشر آبشارها , رعد و برق آسمان وبسیاری از صداهائی که طبیعت را برای ما زیباکرده است , می باشد. به طور کلی موسیقی که منشا آن انسان و بشر نباشد را موسیقی طبیعی می گویند.

موسیقی مصنوعی همان است که بشر آن را بوجود آورده ,حال با هر نوع ساز و ابزاری که باشد.

موسیقی و امروز

گسترش موسیقی در جهان , گوئی زبان انگلیسی را کنار زده و موسیقی را تبدیل به زبان بین المللی کرده است, زبانی همه فهم که برای آن نیازی به کتاب و یاد گیری نیست, نیازی به کلاس و درس نیست, آن چنان برای همه قابل درک است که انگار انسان در بدو تولد دو زبان دارد؛یکی همان زبان مادری و دیگر زبان موسیقی.برای کودک هم موسیقی قابل درک است، حتی جنینی که درشکم مادر آرام خوابیده نیز از صداها و نواهائی که مادر گوش می دهد تاثیر می گیرد ، برای همین است که سفارش شده مادر در دوران بارداری قرآن بخواند یا به آیات زیبای الهی گوش فرا دهد.

آن پیر مرد که سالها از عمر خود را طی کرده هم موسیقی را می داند و آنچه باید برداشت کند می نماید.

کودک را بنگرید که چگونه با گریه ی موسیقی وار خود بر مادر اثر گذاشته تا مادر ،خواسته او را اجابت کند . دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که گریه ی بچه در احوالات مختلف متفاوتاست؛ ان گریه ای که موقع گرسنگی از خود بروز می دهد با آن گریه که در بغل مرد غریبه ای فرا می دهد متفاوت است. کودک هم، چنین از زبان موسیقی استفاده می کند.

یکی از زیبا ترین قطعات موسیقی که همه ی ما با آن آشنا هستیم. قطعه ایست که در بچگی هنگام خواب از مادر شنیده ایم. همان لالائی مادر یکی از قطعات زیبا و دلنشین موسیقی است.

اثرات موسیقی

پالستری گلیارد خواننده مشهور در زیر عمل جراحی خواهش کرد اثر غم انگیز خود موسوم به باز گشت را از روی نوار پخش کنند. این اثر به واسطه ی حالت غم انگیزی که داشت خود او و همه ی پرستاران را به گریه واداشت و عمل جراحی بدون وسایل وداروی تخدیر، پایان پذیرفت. این همان اثر مدهوش کننده ی موسیقی است که عمل جراحی را این چنین تسهیل می بخشد.

شنیده شده در دامداری ها گاهی از موسیقی های خاصی برای افزایش شیر گاوها استفاده می شود. پخش موزیک در دامداری ها برای افزایش شیر گاو حاکی از حس پیشرفت بشر به هر قیمتی است.همان دانشمندانی که افزایش شیر گاوها را براثر موسیقی اثبات کردند، بعدها پایین بودن کیفیت این شیر و شیری که در حالت غیر طبیعی دوشیده شود را نیز اثبات کرده اند.

آهنگ های شور انگیز و مهیج و افراطی موسیقی می تواند به قدری اعصاب را تحریک کند و نظام آنها را در اثر تهییج ده مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی نماید و در نتیجه فعالیت های بی موقع، خوشی های نا گهانی، خنده های بی جا، پر گویی، ادای سخنان مسخره و هذیان آمیز و عصبانیت از آدمی سر بزند. در اثر ادامه ی این عمل ممکن است شخص، مبتلا به مرض مانی که نوعی جنون است گردد.علاوه بر این این چنین موسیقی هایی ممکن است باعث بیماری هایی چون : مرض پارانویا ، سیکلوتمی ، کوتاهی عمر ، ضعف اعصاب ، فشار خون و... شود.

 

 

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

روانشناسی تمهای موسیقی شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 1:39

حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی بصورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد.
پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کندو با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.
نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.
بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.
ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.
از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.
ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.
هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضیشاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.
بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گرددانبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.
به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنتنچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.
طبقه بندی تمهای موسیقی:
تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.
1-تمهای شیدایی: واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.
بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.
2-تمهای حزین: لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.
ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.
استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.
3-تمهای هیجانی: هیجان،واکنش انفعالی،شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.
بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.
4-تمهای شاد و فرحبخش: تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.

5-تمهای آرامبخش: تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.
استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.
همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

موسیقی درمانی چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 1:31

اصوات موسيقي به علت برخورداري از بار هيجاني و عاطفي تاثيرات عميقي بر روحيات شخصيت و پرورش عواطف انساني مي گذارند و در تعدادي از شاخه هاي طب جايگزين مانند طب سوزني هومئوپاتي و آيورودا نقش عمده اي در درمان دارند.

امروزه به علت نگرش علمي و روش مند به موسيقي در درمان امراض موسيقي درماني به عنوان رشته اي مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشي مكمل براي درمانهاي رايج پزشكي تعريف شده است كه منظور از آن استفاده تجويز شده از تحريكات موسيقايي يا فعاليتهاي آن براي كاهش ناتواني و بيماري و تغيير حالات ناسازگار از طريق توانبخشي توقف و درمان علائم بيماري است كه زير نظر پرسنل آموزش ديده صورت مي گيرد. در اين رشته موسيقي به عنوان ابزار و موسيقي درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخي از بيماري ها شرايطي را (با توجه به شدت آن بيماري) ايجاد مي كنند كه مي تواند بيمار را در يك روند مثبت صعودي درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و اين شرايط ممكن است متناسب با جنس و سن بيمار و شدت بيماري در امراض مختلف متفاوت باشد.

تاثيرات انواع موسيقي بر فرايندهاي حافظه يادگيري، دقت، ادراكات حسي، سيستم عصاب حركتي و … نمونه هايي از اين مقوله اند. پژوهش هاي انجام شده درباره حس آميزي رابطه متقابل تاثيرات رواني برخي از نت ها و گامهاي موسيقي را با رنگهاي مختلف آشكار مي سازد. مثلا روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مايل به آبي را به گام لاماژور نسبت داده اند.

موسيقي در زمينه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاري نيز كاربرد فراواني دارد و اين تغييرات رفتاري خاصه در سنين رشد و كودكي حائز اهميت است. علت اين تاثير گذاري اين است كه هنر به طور كلي و در اين جا موسيقي با توجه به بار عاطفي آن به عنوان نوعي وسيله تخليه رواني به كار برده مي شود و كودكاني كه دچار تنش و فشار رواني هستند با برون فكني فشارها و هيجانات از طريق موسيقي، به حد مطلوب هيجان و آرامش دست مي يابند. به استثناي مواردي كه مشكل كودك ريشه جسمي يا ارگانيك )اندامي) دارد تاثير موسيقي در رفتار كودك در مقايسه با ساير شيوه هاي ديگر از جمله دارو درماني موفق تر بوده و بيش از هر روش ديگري در تعديل رفتارهاي كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهاي ارگانيك نيز نقش موسيقي را نبايد از نظر دور داشت.

مهم ترين ويژگي ازتباطي موسيقي جنبه غير كلامي آن است كه مي تواند در درمان اهميت اساسي داشته باشد. موسيقي واسطه با ارزشي براي ايجاد ارتباط مجدد با واقعيت در مورد افرادي است كه از واقعيت و اجتماع بريده اند (بيماران اسكيزوفرني.( موسيقي، نوعي محرك احساسي قوي و تجربه اي چند حسي است: تحريك شنوايي از طريق اصواتي كه شنيده مي شوند تحريك لمسي از طريق ارتعاشاتي كه قابل احساس هستند و نيز تحريك بينايي توسط اجراي زنده آن. مثلا كسب موفقيت در فعاليتهاي موسيقايي مي تواند احساس ارزش فردي را تقويت كند. به علاوه موسيقي به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقويت كننده ها و زمينه اي براي يادگيري و انعكاس مهارتها نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

 

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

فریدون فروغی پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 15:50

فریدون فروغی (زاده نهم بهمن 1329 هجری خورشیدی در تهران - درگذشته سیزدهم مهر 1380 هجری خورشیدی)، آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، شاعر و خوانندهٔ ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است.

زندگی

فریدون فروغی در یکی از اجراهای دههٔ پنجاه، تصویر از وب‌گاه گفتگوی هارمونیک

درسال 1350، خسروهریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.

پس از اکران فیلم، صفحه‌های 45 دور این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس، پاپ،دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه می‌گردد. این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می‌‌رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می‌‌گرفتند که صدای فرهاد را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد.

بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.

سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا می‌کند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانه‌ای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.

درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.

دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.

درسال 1356، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه از دنیا می‌رود.

 

انقلاب و یار دبستانی

درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام میدارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی راجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.

درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت.

بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانهٔ بار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه به‌عنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد. در همین زمان است که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را می‌خواند.

 

دههٔ شصت و بعد

درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع می‌شود.

در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.

در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌کنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.

در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش می‌شود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران می‌آید. علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری آن در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل آنای کیش می‌پردازد.

در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.

 

مرگ

وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌‌کشید به خاک سپردند. شهیار قنبری در مورد مرگ او می‌گوید: «فریدون فروغی برای دومین بار می میرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که می خواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت».

 

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |